جستجو و نجات چرا؟ و چگونه ؟

   

با عرض سلام

در پستي که در مورد دوره جستجو و نجات کوهستان خدمت شما ارائه گرديد ، يکي از دوستان به نام منتقد ادبي مطالبي را در بخش نظرات وبلاگ نوشته بودند . شايد مطالعه اين نظرات ، سوالاتي را در ذهن خوانندگان محترم ايجاد کند و مسلما بخشي از اين سوالها  براي بعضي ديگر نيز ايجاد گردد . لذا بنده بخشي از سخنان ايشان را مي پذيرم اما بعضي ديگر را خير . علت را هم بيان ميکنم و اميدوارم خوانندگان محترم در مورد اين مکتوبات و آنچه که در واقع وجود دارد، از نظرات سازنده خود دريغ نورزند .

1-  در پاسخ به سوال اول بايد بگويم اين دوره و دوره هاي مشابه کميته جستجو و نجات کوهستان به هيچ وجه ربطي به هلال احمر ندارد و بصورت کاملا کلاسيک و با طرح درس مشخص در سطوح مختلف طراحي و اجرا مي گردد . لازم به ذکر است در اين خصوص تيمي متشکل از حدود 30 نفر از دانشجويان دانشگاه تهران که عضو انجمن کوهنوردي دانشگاه هستند و به فن ترجمه نيز مسلط مي باشند ، موضوعات را از مراجع جهاني امر جستجو و نجات استخراج و ترجمه نموده اند .

حجم اين مطالب تا به امروز بالغ بر حدود 450 صفحه مي باشد .

2-  در اجراي اين دوره پس از چندين جلسه هماهنگی و تبادل نظر ، از مربيان رسمي فدراسيون کوهنوردي استفاده مي گردد. چرا که مثلا براي بيان مطالبي چون حمل زميني و يا عمودي و جهت يابي و ... که از کوهنوردي جدا نيست ، شايسته تر از مربيان فدراسيون کسي در دسترس ما نيست البته از کارشناسان امر در زمينه هاي مختلف بطور مستقيم و غير مستقيم استفاده خواهد شد و هر عزيزي که در اين مورد مطلبي براي ارائه دارد ، ما با آغوش باز مي پذيريم .

3-    جمعيت جستجو و نجات ايران هيچ ارتباطي با کميته جستجو ونجات فدراسيون کوهنوردی ندارد .

4-  متاسفانه بودجه اي براي نجات در فدراسيون وجود ندارد . آيا مربياني که با پرداخت هزينه بصورت شخصي مدرک مربيگري دريافت نموده اند در حال حاضر از اين راه زندگي مي کنند ؟  در تمام دنيا علاوه بر سازمانهاي دولتي نجات ، مراکزي هم بصورت خصوصي و فقط با هدف امداد رساني و نجات هستند که بصورت داوطلبانه به اين امر مي پردازند .

مبلغي هم که جهت اين کلاس دريافت مي گردد صرف مربيان و اياب ذهاب و جزوات و سي دي هاي آموزشي مي گردد .

5-  اما در رابطه با اينکه آيا در حال حاضر زمان تشکيل چنين کميته اي در فدراسيون هست يا خير لا زم است تاريخچه اي در مورد اين کميته حضورتان ارائه نمايم .

اين تشکيلات در گذشته اي نه چندان دور در فدراسيون وجود داشته و فعاليت مي کرده . حتي بصورت عملياتي . اگر کمي به گذشته برگرديم مي بينيم مثلا همين پاسگاه نجات مرحوم داوودي پس از سال 1370 در اختيار فدراسيون کوهنوردي بوده و چه بسيار عملياتهاي موفق نجات در آنجا انجام گرفته که البته در بعضي از موارد به آسيبهاي جدي ناجيان کوهنورد نيز منجر شده.

   اين افراد بصورت کاملا داوطلبانه و بصورت گردشي در آنجا مستقر بوده اند و فعاليت مي کردند تا اينکه طي اتفاقاتي که مجال بيان آنها نيست به هلال احمر واگذار شد .

   اما آنچه مهم است مسئله مردمي بودن و هيئتي کار کردن است .

يک کوهنورد تا کي مي تواند به اين صورت فعاليت کند . در طي هفته در چند عمليات شرکت کند و در نهايت نه تنها از زمان زندگي ، بلکه از شغل و محل امرار معاشش رها شود ؟

   بنده هم در اينکه افراد با هر نوع آموزش و نگرشي ، کوهنورد و از آن بدتر مربي خوانده شوند ، با شما موافقم .

   واقعا اگر دقت کنيم بيشتر حوادث را کوهروها و کوهگردهائي که توسط مردم عادي و متاسفانه خبرنگاران غافل ، کوهنورد حرفه اي ناميده مي شوند ، به بار مي آورند .

از سوئي وجود ابزار و پوشاک و امکانات ، و نداشتن آگاهي در مورد نحوه استفاده آنها حادثه مي آفريند و از سوئي ديگر نداشتن امکانات و به قول شما عدم استفاده از آنها براي رو کم کني .

   اما آنچه بايد به اطلاع عموم جامعه رسانده شود اين است :

آيا واقعا فدراسيون کوهنوردي مسئول ايمن نمودن تمامي مناطق کوهستاني است ؟

براي روشن تر شدن موضوع ، مثالي مي آورم . آيا فدراسيون شنا مسئول گذاشتن نجات غريق در تمامي حريمهاي آبي ايران است ؟ اين همه وسعت آبي از رودخانه ها تا درياي خزر و خليج فارس .

تازه با وجود فدراسيون جدائي به نام نجات غريق ، چنين وظيفه اي حتي براي اين فدراسيون هم تعريف نشده . بلکه مناطق محدودي آنهم در فصل گرما و در صورت وجود شرايط خوب آب و هوا وجود دارند که نجات غريق در آنجا حضور دارد و با دريافت حقوق ، نظارت و فعاليت مي نمايد .

   متاسفانه مشاهده مي شود افرادي با گم شدن شخصي در کوه ، به سرعت رئيس فدراسيون را مسئول مي دانند و شروع به اهانت مي کنند . منظور بنده هيچ رئيس فدراسيون و نام شخص خاصي نيست . بلکه در هر دوراني از آغاز ايجاد اين فدراسيون در تمام دنيا و کشور ما ، مسئوليت گم شدن و حوادث در کوهستان به عهده هيچ فردي در فدراسيون کوهنوردي نيست . چه از لحاظ اخلاقي و چه از لحاظ حقوقي .

بنده اين مطلب را کاملا با اطمينان بيان ميکنم .

هدف از ايجاد کميته اي به نام جستجو و نجات کوهستان هم به هيچ وجه انجام عمليات نجات نيست و اصلا چنين وظيفه اي در اساسنامه اين کميته تعريف نشده . بلکه هدف فقط پيشگيري و آموزش است .

 بنده نيز با اين حرف شما که در کشور ما هميشه درمان ديده مي شود ولي پيشگيري و آموزش نيست موافقم . اما با بيان وظيفه اصلي اين کميته فکر مي کنم سناريوئي که شما در پايان مطلبتان نوشتيد ، ربطي به فعاليت اين کميته نداشته باشد .

بارها در فيلمهاي مستند و از مربياني که براي گذراندن دوره هاي آموزشي و يا صعود به قلل به کشورهاي اروپائي سفر کرده اند ، ديده و شنيده ايم که زمان تخليه مصدوم در بدترين شرايط موجود ، مثلا از روي يک يخچال يا ديواره ، حداکثر حدود 20 دقيقه است . بعد با خود مي انديشيم که چرا آنها اين همه کار فني در کارنامه خود دارند و ما اينقدر عقب مانده ايم .

   مثلا چرا ما پس از گذشت چند دهه از گشايش مسيرهاي لهستانيها در ديواره علم کوه ، به کارهاي مشابه دست نزده ايم و بعد چند سال قبل يک تيم ايتاليائي مي آيد و ظرف چند روز مسيري مي گشايد که فقط

به به آن براي ما مي ماند ؟

مسلما بنده هيچگاه چنين کاري را به جوان سنگنورد ايراني توصيه نمي کنم مگر با ايجاد همه امکانات .  

   بنا بر اين ما بايد همه شرايط را با هم بسنجيم . البته منظور بنده اين نيست که علت عقب ماندگي ما فقط نبود امکانات صحيح نجات است . اما اين عامل نقش بسزائي در پيشرفت کوهنوردي کشورمان دارد . اگر دقت کنيد در انجام کارهائي چون صعود يخچالها و ديواره ها هميشه به حضور تيم پشتيباني و امکان ارتباط بيسيم و ... اشاره مي گردد که اين موضوع خود گواهي بر نبودن شرايط امدادي لازم در کوهنوردي ماست .

   يکي از مسائل مهمي که در موارد آموزشي به آن اشاره مي گردد ، همين به اصطلاح شوق رفتن هاست . ايثار به جاي خود اما اينکه در شرايط بد جوي و با وجود خطراتي چون سرمازدگي و طوفان و بهمن ، براي نجات 2 نفر ، حتي 1 نفر ديگر به خطر بيفتد امري کاملا غير معقول است .

در مورد حوادث کوهنوردي مي بينيم که تيمهاي مختلف بصورت کاملا سرخود و بدون هماهنگي با هيچ مرجعي اقدام به حرکت مي کنند و اين موضوع خود گواهي بر نياز به وجود چنين تشکيلاتي است .

براي جلوگيري از اطاله کلام در پايان عرض مي کنم هدف از انجام اين دوره ها و ايجاد اين کميته پيشگيري و آموزش و آنهم در حد توان و بضاعت کميته جستجو و نجات و فدراسيون کوهنوردي است و در اين راه تشکيل کميته هاي جستجو و نجات کوهستان در هياتهاي کوهنوردي استانها در ادامه کار پيش بيني شده تا هر استاني بتواند براي تشکيل تيمهاي عملياتي خود از اين نيروها استفاده نمايد . که البته اين امر به وجود امکانات در استانها و تجهيزات و تامين بودجه بستگي دارد .

   بنده و همکاران من در اين کميته به هيچ وجه بصورت بسته و نسنجيده عمل ننموده و از تمامي نظرات ارائه شده از سوي جامعه کوهنوردي و مربيان محترم اين رشته و تمامي منتقدين در حد توان و امکانات و شرايط موجود در فدراسيون کوهنوردي استقبال مي نمائيم .

 اميد است با دعاي خير همگي عزيزان و دوستان بزرگوار و راهنمائي و پيشنهادهاي ارزشمندشان توانسته باشيم خدمتي و لو به اندازه يک دانه ارزن نموده باشيم .

 

 

  اي هستي بخش وجود ،‎‎ مرا بر نعمات بي كرانت توان شكر نيست  ذره ذره وجودم براي تو
و نزديك شدن به تو ميتپد
 

اما هر پاداشي كه زندگي به تلاشهايما ن بدهد  يا  ندهد  هنگامي كه به پايان تلاشهايمان نزديك ميشويم هر كداممان بايد حق آن را داشته باشيم كه
 با صداي بلند بگوييم
 

(( من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام )) 

" براي چيزي كمتر از بهترين بودن نبايد تلاش كرد

 

/ 8 نظر / 8 بازدید
رضا فتحی

"در جایی که هرکسی و با هر سابقه ­ای می ­تواند «عضو» کمیتۀ جست­وجو و نجات فدراسیون شود (جسارت نشود، آقای جواهرپور و شما و دیگرانی مانند شما را نمی­گویم)" جناب شهلايي؛ در مورد مسئوليت نداشتن فدراسيون در مورد نجات جان آدم ها (چه اجرايي و چه اخلاقی) با شما مخالفم. اما بماند برای فرصتی ديگر. لطفا اين مورد را هم جواب بديد. چرا هر کسی با هر سابقه ای می تونه عضو کميته جستجو و نجات فدراسيون بشه؟

نگين علم

با سلام شايد اينکه اعضای کميته جستجو ونجات به اين صراحت مخالفت خود را با يکديگر اعلام می کنند خود گواهی باشد بر صراحت در گفتار و شفاف سازی در مورد عقايد شخصی . و اينکه هر کس با هر سابقه ای می تونه عضو اين کميته بشه هم مسلما جوابش اينه که ما ۸ نفر برای ايستادن در اتاق کميته هم جا نداريم چه برسه به نشستن . در ضمن اگر منظورتان سوء پيشينه باشه که خدا روشکر نداريم اما در مورد سابقه کوهنوردی بنده در آخرين پست در مورد جستجو و نجات توضيح دادم که به چه صورت است . چنانچه دوستانی مايل به همکاری باشند ما در خدمتشان هستيم و به اين معتقديم که همه چيز را همگان دانند .

منتقد ادبی

شما خیر بود ؛ در واقع مربیان دعوت شونده از طرف شما فقط مربیان کوه­نوردی هستند و به طور مشخص دوره­ای را در این زمینه چه در داخل – اگر وجود داشته باشد – و چه در خارج کشور ندیده­اند و سابقۀ عملیاتی ِ سازمان­دهی شده هم ندارند ؛ اگر برداشت بنده درست نیست ، توضیح دقیق­تری بفرمایید ؛ . 3 - اعلام کردید که « جمعیت جست­وجو و نجات ایران » هیچ ارتباطی با « کمیتۀ جست­وجو و نجات فدراسیون » ندارد ؛ حال سؤال این است که آیا اهداف هر دو یکی است ؟ و اگر این­گونه باشد آیا قرار است آن دو در دو مسیر و به موازات یک­دیگر حرکت کنند ؟ شما به کوه­نوردان ، شرکت در دوره­ها یا عضویت در کدام­یک را پیش­نهاد می­کنید و چرا ؟ . 4 - این­که فدراسیون برای نجات بودجه­ای ندارد آیا به این معنی است که فدراسیون تمایلی به این کار ندارد یا لااقل جزء اولویت­هایش قرار ندارد ؟ آیا می­توان گفت که کمیته در واقع یکی از آن "مراکز خصوصی با هدف امدادرسانی و نجات" است که از مکان و نام فدراسیون به دلیل « گیرایی » و البته با اجازه از آن نهاد استفاده می­کند ؟ عنایت داشته باشید که حتی قرار داشتن نام این کمیته در تشکیلات فدراسیون و در عین حال عدم ح

منتقد ادبی

نمی­تواند دلیلی بر فدراسیونی بودن آن کمیتۀ محترم محسوب شود ؛ . 5 - در معرفی کمیته ، عنوان کرده­اید که "هدف از ایجاد کمیته ای به نام جستجو و نجات کوهستان هم به هیچ وجه انجام عملیات نجات نیست و اصلاً چنین وظیفه ای در اساسنامه کمیته تعریف نشده بلکه هدف فقط پیشگیری و آموزش است" ؛ . به­تر بود قبل از اطلاع­رسانی در مورد برگزاری دورۀ مقدماتی یا هم­زمان با آن ، اساس­نامۀ کمیته هم در اختیار عموم قرار می­گرفت تا با اهداف و برنامه­های کمیته ، دقیق­تر آشنا شویم ؛ . البته از نام و عنوان کمیته ، آن چیزی که شما عنوان کردید برداشت نمی­شود و برعکس در اولین برخورد ، نگاه­ها به « کار عملی » و « عملیات » معطوف می­شود ؛ و بدین ترتیب شاید به­تر بود که با این توصیف ، نام آن « کمیتۀ پیش­گیری و آموزش جست­وجو و نجات » می­بود ؛ . 6 - در چند بند پایین­تر ، از "تشکیل تیم­های عملیاتی استانی" صحبت به میان آورده­اید که با آن توضیحات قبلی در مورد عملیاتی نبودن کمیته ، قابل جمع نیست ؛ لطفاً در این مورد هم شفاف­تر توضیح دهید ؛ آن تصویر ارایه شده و به قول شما سناریو هم در مورد هر نهادی که بخواهد در حال حا

منتقد ادبی

و نجات شود به نظرم صادق است ؛ خواه آن نهاد هلال­احمر باشد ، خواه آتش­نشانی ، خواه نیروی انتظامی ، و خواه تیم­های عملیاتی هیأت­های کوه­نوردی ؛ . 7 - شاید با ارایۀ اساس­نامه و برنامه­ها و اهداف از سوی شما ، طرح این سؤال تکراری باشد ؛ این­که خروجی­های دوره­های آموزشی این کمیته قرار است چه کاری انجام دهند ؟ به عضویت هلال­احمر در آیند تا در تیم­های جست­وجو و نجات آن سازمان حضور داشته باشند ؟ یا در هیأت­های استانی به عضویت تیم­های جست­وجو درآیند ؟ یا در گروه­ها چنین تیم­هایی تشکیل دهند ؟ یا با دریافت حق­الزحمه به حالت آماده­باش به پشتیبانی برنامه­های پرخطر بپردازند ؟ در هر یک از این حالت­ها به نظر شما بخشی از آن سناریو در شرف وقوع نخواهد بود ؟ . 8 - تیم­های عملیاتی استانی در قبال کوه­روها و کوه­گردهایی که به آن­ها اشاره کردید ، چه خواهند کرد ؟ . توضیح : در کامنت مربوط به پست < دوره مقدماتی جستجو و نجات کوهستان > ، منظور از "سابقه" ، همان « سابقۀ کوه­نوردی » و منظور از "کمیته" همان­گونه که در بالا هم در مورد آن توضیح داده شد ، « کمیتۀ عملیاتی جست­وجو ونجات » یا همان "تیم­های عملیاتی"

منتقد ادبی

جناب آقای حسین شهلایی ؛ . با سلام و عرض خسته نباشید ؛ . لازم است همین ابتدا بابت توجه جناب­عالی و پاسخ به سؤال­ها و توضیح موارد مختلف تشکر کنم ؛ البته برخی پاسخ­ها و توضیح­ها گویا بودند اما برخی دیگر دارای ابهام بودند ؛ بنابراین برای رفع ابهام ، موارد زیر را مطرح می­کنم : . 1 - پرواضح است که کمیتۀ فدراسیون ارتباطی به هلال­احمر ندارد ؛ که اگر داشت نیازی به ایجاد کمیته نبود ؛ سؤال این بود که آیا این دوره­ها « مشابه » همان دوره­های امداد و نجات کوهستان هلال­احمر است که در سال­های گذشته برگزار شده­است ؟ آن دوره­ها هم در سطوح مختلف مقدماتی ، تکمیلی و پیش­رفته برگزار می­شد ؛ ممکن است کسی بگوید که دوره­های کمیته بر اساس اطلاعات به­روز شدۀ امر جست­وجو و نجات است که البته این بحث دیگری است ؛ اگر بخواهم سؤال را به صورت دیگری مطرح کنم این­گونه می­پرسم که آیا کسانی که در آن دوره­ها شرکت داشته­اند ، در دوره­های کمیته مطالب دیگری خواهند آموخت ؟ . 2 - در مورد مربیان هم سؤال به طور مشخص این بود که آیا آن­ها مشخصاً « مربی جست­وجو و نجات » هستند آن­گونه که در کشورهای دیگر چنین افرادی ترب

حسين شهلائی

با سلام در اين دوره ها علاوه بر کار عملی از قبيل بالا کشی و حمل مجروح در مسير های عمودی و شيبهای تند به لنتقال مجروح بصورت زمينی در شرايط خشکی و برف هم توجه شده و يک روز دوره در برف چال اجرا خواهد شد . ضمن اينکه نکات علمی تئوری دوره همانند مديريت بحران - مديريت حادثه - اصول راهبری تيم جستجو و ... نيز ارائه خواهد شد .بنده شرکت در هيچ دوره ای را نفی نمی کنم اما بايد ديد کيفيت آموزش و مطالب چگونه است و به قول حضرت علی ( ع ) به مطلب بنگريم نه به گوينده آن . در رابطه با نام کميته جستجو و نجات بايد بگويم واقعيت را بايد از آنچه به ذهن متبادر می شود جدا کرد. بله شايد يک روز خود بنده نياز به نجات توسط ديگران پيدا کنم و چه کسی بهتر از خود کوهنوردان آموزش ديده . اما متاسفانه اين کار مگر با صرف بودجه و ارائه امکانات امکان پذير نخواهد بود . چرا که اين کميته بصورت دولتی و فدراسيونی و همانطور که عرض کردم به شکل ستادی عمل می کند و به هيچ وجه يک شرکت خصوصی نيست . در دستور کار ما هم اين نيست که بخواهيم برای نجات کسی هزينه ای در يافت کنيم مگر اينکه شخصی بخواهد بصورت بانی در اين مورد هزينه کند مانند بسياری امور ديگر .

حسين شهلائی

که اين امر با نظارت رئيس فدراسيون و در امری که دارای اولويت در نجات انسانها باشد هزينه می گردد. بنده هم مثل شما دوست دارم که فدراسيون متولی کار عملياتی نجات باشد اما همانطور که مستحضريد اين کار بودجه می خواهد وگرنه به هيچ وجه نبايد کسی که برای آموزش نجات انسانها در کوهستان وارد کلاس می گردد هزينه پرداخت نمايد . با تشکر از شما منتقد محترم و اميد موفقيت .