"تاریخ  کوهنوردی مرهون تلاش انسانهای والائیست که با پیکار گروهی و به همراه داشتن کمترین تجهیزات ، اطلاعات فنی ، و حتی تجربه کافی قدم در راه شناساندن طبیعت آزاد گذاشته اند ، امروزه کمتر کسانی را توان آن خواهد بود که با آن گذشته مشقت بار دست به چنان فتوحاتی بزنند . فاتحین قلل مرتفع جهان به دنبال چه چیزی بوده اند ؟ آیا آنها برای کسب شهرت و خود نمائی اقدام به انجام چنان کارهای طاقت فرسایی می نمودند ؟ یا برای شناخت و شناساندن طبیعت آزاد . " 

    روحش شاد و یادش گرامی . بله نویسنده متن بالا را می گویم . عبداله عزیزی که همواره در جای جای کوهستانهای ایران از خود اثری به یادگار گذاشته ؛ ترجمه زیبا و ارزشمند کتاب ماجراهای کوه کارل لوکان و کتاب زیبای علم کوه که به قلم خود اوست و در بر دارنده تاریخ صعودهای این قله و مسیر ایرانی های سال 1361 و زحمات او و تیمش می باشد .

    براستی آیا می توان پاسخی صریح و قاطع برای سوال او در مقدمه کتاب ماجراهای کوه داد .؟ سوالی که در اذهان بسیاری از مردم که با کوهنوردی آشنا و یا بیگانه هستند ایجاد می گردد.  نظر مرحوم عزیزی در پاسخ ، رسیدن به خویشتن خویش است و درک کاملتری از هستی . بله این درست است اما شاید کامل نباشد .

    به نظر نگارنده بهتر است بیشتر با تلاش انسانها در گذشته و حال آشنا شویم تا بتوانیم پاسخی جامعتر و از همه مهمتر پاسخی که زائیده یک تحقیق شخصی است بیابیم .

    در اینکه مرحوم عزیزی پس از سالها تلاش به این پاسخ دست یافته شکی نیست اما ما به راحتی و به کمک اثر جاودان او می توانیم به نظراتش دست بیابیم . اما چنانچه خودمان بخواهیم به درک کاملتری از این مفهوم دست بیابیم ، باید خود تجربه کنیم و یا از تجربه دیگران استفاده نمائیم .

    در سالهای اخیر با تلاش کوهنوردانی که قلبشان برای بالا بردن دانش و فن کوهنوردی در کشورمان می تپد آثار بسیار نفیسی ترجمه شده است . از جمله می توان به کتاب زیبا و بزرگ زندگی عمودی من که داستان صعودهای مردی بزرگ و کوهنوردی جسور از کشور لهستان است ، اشاره نمود . این اثر با کوشش آقای رامین شجاعی به ترجمه رسیده که می توان در وبلاگ ایشان ( داستان کوه ) در بخش آرشیو به آن دسترسی پیدا نمود . ایشان با مناعت طبعی که دارند این اثر را در اختیار عموم جامعه چه کوهنورد ویا اصلا غیر ورزشکار قرار داده اند تا هر کس به اندازه ظرفیت خود از آن بهره مند گردد .

    داستان صعودهای جرزی کوکوچکا ، دومین فاتح قلل بالای 8 هزار متر که به قول اولین آنها یعنی رینهولد مسنر: " او برترین بود" .

    با خواندن این آثار بی اختیار به یاد سخنان زیبای لوئی پاستور می افتم که :

اي هستي بخش وجود ‎‎ مرا بر نعمات بي كرانت توان شكر نيست  ذره ذره وجودم براي تو
و نزديك شدن به تو ميتپد

اما هر پاداشي كه زندگي به تلاشهايما ن بدهد  يا  ندهد  هنگامي كه به پايان تلاشهايمان نزديك ميشويم هر كداممان بايد حق آن را داشته باشيم كه
 با صداي بلند بگوييم

(( من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام ))

" براي چيزي كمتر از بهترين بودن نبايد تلاش كرد

یادش گرامی و روحش عجین رحمت الهی  باد .
منتظر شنیدن نظرات شما عزیزان هستم .

 

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
رامین شجاعی

سلام آقای شهلایی، کمی دیر شده است اما می خواستم تولد وبلاگتان را تبریک بگویم. سخن حکیمانه ای را انتخاب نموده اید که (( من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام )). واقعا مهم نیست ما چکار می کنیم یا چه استعدادها و توانایی هایی داریم مهم این است که از حداکثر توانایی هایمان استفاده کنیم و به سمت بهتر شدن برویم. به قدر وسع خود. هر کس در هر زمینه ای اگر بتواند باعث حتی مقدار ناچیزی پیشرفت گردد خواسته یا ناخواسته به همه جامعه خدمت نموده است. امیدوارم ما و شما هم بتوانیم به قدر وسع خود قدمی به پیش برداریم.

رضا فتحی

سلام . خوشحالم که با اينجا آشنا شدم. مرسی برای کامنتتون. من همچين قصدی نداشتم. اما اينکه چون آقای آقاجانی از اين تقسيم بندی استفاده می کرده پس نبايد استفاده بشه يه کم .... می خواستم بگم اينکه تغييرات و بهتر شدن همه امور رو منوط کنيم به تغيير رييس يا هيات رييسه فدراسيون درست نيست. تقسيم بندیم در مورد تجربيات بود نه حق و حقوق آدم ها. موفق باشيد. راستی اين متن پاستور فوق العاده است. من هم اون رو تو سايت انجمن مون گذاشتم .

سحر

حتی برای يک مورد هم که شده سعی ميکنم بهترين باشم.ممنون از درستون