آغاز یک تعهد یا پایان یک تعامل
همگی ما در مقاطع مختلف با افرادی آشنا می شویم و در مجامع و محافل مختلفی حضور پیدا می کنیم که برایمان تجارب متفاوتی از نشاط و سرور ، غم و اندوه و یا عصبانیت و ترشرویی و غیره ایجاد می کند . برخی از این حالات به برداشت و پیش ذهن و اشتباهات هر یک از ما بر می گردد و البته بخشی از آن هم از بروز همین حالات در افراد دیگر ناشی می شود .
جامعه کوهنوردی هم از این موضوع مستثنی نیست . یادم هست که در ابتدای دهه هفتاد که کوهنوردی را شروع کرده بودم گاهی که از دیدار یک کوهنورد دیگر در جمعی از فامیل یا آشنایان ذوق می کردم ، با سردی پس زده می شدم و گاهی هم که خیلی مورد استقبال قرار می گرفتم متوجه می شدم هدف آن فرد فقط بیان رشادتها ! و جان فشانی های ! در نجات هم نوع و دیگر کوهنوردان بوده و فخر فروشی برای یک توهم که در فکر او نقش بسته و گویی تکرار آن برای دیگران باعث شده خود او هم باور کند که انگار سوپر من کوهنوردی ایران است و احدی برتر از او وجود ندارد و قویترین و فنی ترین و همه "ترین" های کوهنوردی از آن اوست و خود اوست.
نظرات ()