نگین علم

جستجو و نجات چرا؟ و چگونه ؟
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ٥:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٤
 

   

با عرض سلام

در پستي که در مورد دوره جستجو و نجات کوهستان خدمت شما ارائه گرديد ، يکي از دوستان به نام منتقد ادبي مطالبي را در بخش نظرات وبلاگ نوشته بودند . شايد مطالعه اين نظرات ، سوالاتي را در ذهن خوانندگان محترم ايجاد کند و مسلما بخشي از اين سوالها  براي بعضي ديگر نيز ايجاد گردد . لذا بنده بخشي از سخنان ايشان را مي پذيرم اما بعضي ديگر را خير . علت را هم بيان ميکنم و اميدوارم خوانندگان محترم در مورد اين مکتوبات و آنچه که در واقع وجود دارد، از نظرات سازنده خود دريغ نورزند .

1-  در پاسخ به سوال اول بايد بگويم اين دوره و دوره هاي مشابه کميته جستجو و نجات کوهستان به هيچ وجه ربطي به هلال احمر ندارد و بصورت کاملا کلاسيک و با طرح درس مشخص در سطوح مختلف طراحي و اجرا مي گردد . لازم به ذکر است در اين خصوص تيمي متشکل از حدود 30 نفر از دانشجويان دانشگاه تهران که عضو انجمن کوهنوردي دانشگاه هستند و به فن ترجمه نيز مسلط مي باشند ، موضوعات را از مراجع جهاني امر جستجو و نجات استخراج و ترجمه نموده اند .

حجم اين مطالب تا به امروز بالغ بر حدود 450 صفحه مي باشد .

2-  در اجراي اين دوره پس از چندين جلسه هماهنگی و تبادل نظر ، از مربيان رسمي فدراسيون کوهنوردي استفاده مي گردد. چرا که مثلا براي بيان مطالبي چون حمل زميني و يا عمودي و جهت يابي و ... که از کوهنوردي جدا نيست ، شايسته تر از مربيان فدراسيون کسي در دسترس ما نيست البته از کارشناسان امر در زمينه هاي مختلف بطور مستقيم و غير مستقيم استفاده خواهد شد و هر عزيزي که در اين مورد مطلبي براي ارائه دارد ، ما با آغوش باز مي پذيريم .

3-    جمعيت جستجو و نجات ايران هيچ ارتباطي با کميته جستجو ونجات فدراسيون کوهنوردی ندارد .

4-  متاسفانه بودجه اي براي نجات در فدراسيون وجود ندارد . آيا مربياني که با پرداخت هزينه بصورت شخصي مدرک مربيگري دريافت نموده اند در حال حاضر از اين راه زندگي مي کنند ؟  در تمام دنيا علاوه بر سازمانهاي دولتي نجات ، مراکزي هم بصورت خصوصي و فقط با هدف امداد رساني و نجات هستند که بصورت داوطلبانه به اين امر مي پردازند .

مبلغي هم که جهت اين کلاس دريافت مي گردد صرف مربيان و اياب ذهاب و جزوات و سي دي هاي آموزشي مي گردد .

5-  اما در رابطه با اينکه آيا در حال حاضر زمان تشکيل چنين کميته اي در فدراسيون هست يا خير لا زم است تاريخچه اي در مورد اين کميته حضورتان ارائه نمايم .

اين تشکيلات در گذشته اي نه چندان دور در فدراسيون وجود داشته و فعاليت مي کرده . حتي بصورت عملياتي . اگر کمي به گذشته برگرديم مي بينيم مثلا همين پاسگاه نجات مرحوم داوودي پس از سال 1370 در اختيار فدراسيون کوهنوردي بوده و چه بسيار عملياتهاي موفق نجات در آنجا انجام گرفته که البته در بعضي از موارد به آسيبهاي جدي ناجيان کوهنورد نيز منجر شده.

   اين افراد بصورت کاملا داوطلبانه و بصورت گردشي در آنجا مستقر بوده اند و فعاليت مي کردند تا اينکه طي اتفاقاتي که مجال بيان آنها نيست به هلال احمر واگذار شد .

   اما آنچه مهم است مسئله مردمي بودن و هيئتي کار کردن است .

يک کوهنورد تا کي مي تواند به اين صورت فعاليت کند . در طي هفته در چند عمليات شرکت کند و در نهايت نه تنها از زمان زندگي ، بلکه از شغل و محل امرار معاشش رها شود ؟

   بنده هم در اينکه افراد با هر نوع آموزش و نگرشي ، کوهنورد و از آن بدتر مربي خوانده شوند ، با شما موافقم .

   واقعا اگر دقت کنيم بيشتر حوادث را کوهروها و کوهگردهائي که توسط مردم عادي و متاسفانه خبرنگاران غافل ، کوهنورد حرفه اي ناميده مي شوند ، به بار مي آورند .

از سوئي وجود ابزار و پوشاک و امکانات ، و نداشتن آگاهي در مورد نحوه استفاده آنها حادثه مي آفريند و از سوئي ديگر نداشتن امکانات و به قول شما عدم استفاده از آنها براي رو کم کني .

   اما آنچه بايد به اطلاع عموم جامعه رسانده شود اين است :

آيا واقعا فدراسيون کوهنوردي مسئول ايمن نمودن تمامي مناطق کوهستاني است ؟

براي روشن تر شدن موضوع ، مثالي مي آورم . آيا فدراسيون شنا مسئول گذاشتن نجات غريق در تمامي حريمهاي آبي ايران است ؟ اين همه وسعت آبي از رودخانه ها تا درياي خزر و خليج فارس .

تازه با وجود فدراسيون جدائي به نام نجات غريق ، چنين وظيفه اي حتي براي اين فدراسيون هم تعريف نشده . بلکه مناطق محدودي آنهم در فصل گرما و در صورت وجود شرايط خوب آب و هوا وجود دارند که نجات غريق در آنجا حضور دارد و با دريافت حقوق ، نظارت و فعاليت مي نمايد .

   متاسفانه مشاهده مي شود افرادي با گم شدن شخصي در کوه ، به سرعت رئيس فدراسيون را مسئول مي دانند و شروع به اهانت مي کنند . منظور بنده هيچ رئيس فدراسيون و نام شخص خاصي نيست . بلکه در هر دوراني از آغاز ايجاد اين فدراسيون در تمام دنيا و کشور ما ، مسئوليت گم شدن و حوادث در کوهستان به عهده هيچ فردي در فدراسيون کوهنوردي نيست . چه از لحاظ اخلاقي و چه از لحاظ حقوقي .

بنده اين مطلب را کاملا با اطمينان بيان ميکنم .

هدف از ايجاد کميته اي به نام جستجو و نجات کوهستان هم به هيچ وجه انجام عمليات نجات نيست و اصلا چنين وظيفه اي در اساسنامه اين کميته تعريف نشده . بلکه هدف فقط پيشگيري و آموزش است .

 بنده نيز با اين حرف شما که در کشور ما هميشه درمان ديده مي شود ولي پيشگيري و آموزش نيست موافقم . اما با بيان وظيفه اصلي اين کميته فکر مي کنم سناريوئي که شما در پايان مطلبتان نوشتيد ، ربطي به فعاليت اين کميته نداشته باشد .

بارها در فيلمهاي مستند و از مربياني که براي گذراندن دوره هاي آموزشي و يا صعود به قلل به کشورهاي اروپائي سفر کرده اند ، ديده و شنيده ايم که زمان تخليه مصدوم در بدترين شرايط موجود ، مثلا از روي يک يخچال يا ديواره ، حداکثر حدود 20 دقيقه است . بعد با خود مي انديشيم که چرا آنها اين همه کار فني در کارنامه خود دارند و ما اينقدر عقب مانده ايم .

   مثلا چرا ما پس از گذشت چند دهه از گشايش مسيرهاي لهستانيها در ديواره علم کوه ، به کارهاي مشابه دست نزده ايم و بعد چند سال قبل يک تيم ايتاليائي مي آيد و ظرف چند روز مسيري مي گشايد که فقط

به به آن براي ما مي ماند ؟

مسلما بنده هيچگاه چنين کاري را به جوان سنگنورد ايراني توصيه نمي کنم مگر با ايجاد همه امکانات .  

   بنا بر اين ما بايد همه شرايط را با هم بسنجيم . البته منظور بنده اين نيست که علت عقب ماندگي ما فقط نبود امکانات صحيح نجات است . اما اين عامل نقش بسزائي در پيشرفت کوهنوردي کشورمان دارد . اگر دقت کنيد در انجام کارهائي چون صعود يخچالها و ديواره ها هميشه به حضور تيم پشتيباني و امکان ارتباط بيسيم و ... اشاره مي گردد که اين موضوع خود گواهي بر نبودن شرايط امدادي لازم در کوهنوردي ماست .

   يکي از مسائل مهمي که در موارد آموزشي به آن اشاره مي گردد ، همين به اصطلاح شوق رفتن هاست . ايثار به جاي خود اما اينکه در شرايط بد جوي و با وجود خطراتي چون سرمازدگي و طوفان و بهمن ، براي نجات 2 نفر ، حتي 1 نفر ديگر به خطر بيفتد امري کاملا غير معقول است .

در مورد حوادث کوهنوردي مي بينيم که تيمهاي مختلف بصورت کاملا سرخود و بدون هماهنگي با هيچ مرجعي اقدام به حرکت مي کنند و اين موضوع خود گواهي بر نياز به وجود چنين تشکيلاتي است .

براي جلوگيري از اطاله کلام در پايان عرض مي کنم هدف از انجام اين دوره ها و ايجاد اين کميته پيشگيري و آموزش و آنهم در حد توان و بضاعت کميته جستجو و نجات و فدراسيون کوهنوردي است و در اين راه تشکيل کميته هاي جستجو و نجات کوهستان در هياتهاي کوهنوردي استانها در ادامه کار پيش بيني شده تا هر استاني بتواند براي تشکيل تيمهاي عملياتي خود از اين نيروها استفاده نمايد . که البته اين امر به وجود امکانات در استانها و تجهيزات و تامين بودجه بستگي دارد .

   بنده و همکاران من در اين کميته به هيچ وجه بصورت بسته و نسنجيده عمل ننموده و از تمامي نظرات ارائه شده از سوي جامعه کوهنوردي و مربيان محترم اين رشته و تمامي منتقدين در حد توان و امکانات و شرايط موجود در فدراسيون کوهنوردي استقبال مي نمائيم .

 اميد است با دعاي خير همگي عزيزان و دوستان بزرگوار و راهنمائي و پيشنهادهاي ارزشمندشان توانسته باشيم خدمتي و لو به اندازه يک دانه ارزن نموده باشيم .

 

 

  اي هستي بخش وجود ،‎‎ مرا بر نعمات بي كرانت توان شكر نيست  ذره ذره وجودم براي تو
و نزديك شدن به تو ميتپد
 

اما هر پاداشي كه زندگي به تلاشهايما ن بدهد  يا  ندهد  هنگامي كه به پايان تلاشهايمان نزديك ميشويم هر كداممان بايد حق آن را داشته باشيم كه
 با صداي بلند بگوييم
 

(( من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام )) 

" براي چيزي كمتر از بهترين بودن نبايد تلاش كرد