نگین علم

جامعه شناسی خودمانی ؛ آغاز یک تعهد یا پایان یک تعامل ؟
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٥
 

آغاز یک تعهد یا پایان یک تعامل

همگی ما در مقاطع مختلف با افرادی آشنا می شویم و در مجامع و محافل مختلفی حضور پیدا می کنیم که برایمان تجارب متفاوتی از نشاط و سرور ، غم و اندوه و یا عصبانیت و ترشرویی و غیره ایجاد می کند . برخی از این حالات به برداشت و پیش ذهن و اشتباهات هر یک از ما بر می گردد و البته بخشی از آن هم از بروز همین حالات در افراد دیگر ناشی می شود .

جامعه کوهنوردی هم از این موضوع مستثنی نیست . یادم هست که در ابتدای دهه هفتاد که کوهنوردی را شروع کرده بودم گاهی که از دیدار یک کوهنورد دیگر در جمعی از فامیل یا آشنایان ذوق می کردم ، با سردی پس زده می شدم و گاهی هم که خیلی مورد استقبال قرار می گرفتم متوجه می شدم هدف آن فرد فقط بیان رشادتها ! و جان فشانی های ! در نجات هم نوع و دیگر کوهنوردان بوده و فخر فروشی برای یک توهم که در فکر او نقش بسته و گویی تکرار آن برای دیگران باعث شده خود او هم باور کند که انگار سوپر من کوهنوردی ایران است و احدی برتر از او وجود ندارد و قویترین و فنی ترین و همه "ترین" های کوهنوردی از آن اوست و خود اوست.

 


 

بعد از چند سال کوهنوردی که البته بیشتر صعود به قلل در فصول مختلف بود ، وقتی به دنیای کوهنوردی فنی وارد شدم دیدم خیلی متفاوت است و وجود مقیاس سنجش در این بخش باعث تکنیکی تر شدن مسئله و قیاس هر فعالیتی با پارامترهایی است که گاهی می توان برای آن ملاک سنجش قرار داد . مثلا وجود درجه سختی مسیر و یا وجود مسیر های که برای همه شناخته شده است و حداقل هایی برای صعود آنها لازم است . مثلا دیواره شروین و گرده آلمانها و سایر دیواره ها و مسیر های فنی که در بین علاقمندان به کوهنوردی فنی معروف است .

اصولا یکی از مشکلات کوهنوردی ایران و خصوصا بین کسانی که فقط به صعود قلل می پردازند عدم وجود مقیاس و معیار است . بعضی از افراد فکر می کنند مثلا صعود قله دماوند بصورت 1 روزه یعنی یک فعالیت خیلی سنگین کوهنوردی . البته بنده به هیچ وجه وجود توانایی و آمادگی جسمانی خوب برای چنین کاری را مردود نمی دانم و در نوع خود قابل ستایش است اما سوال اینجاست که آیا این کار پایان کوهنوردی و نقطه نهایی آن است ؟ وضع وقتی بد تر می شود که بزرگ نمایی و اعلان برنامه انجام نشده توسط فرد یا افرادی صورت می پذیرد .

قصد اینکه بخواهم به ریشه های روانشناسی این معضل بپردازم را ندارم ضمن انکه اصلا خود را حائز صلاحیت علمی برای بررسی این موضوع نمی دانم و امیدوارم کوهنوردانی که در زمینه روانشناسی و یا هر علم دیگری که به بررسی این موضوع بینجامد اطلاعاتی دارند دست به کاری بزنند و حاصل تحقیقشان مورد استفاده جامعه کوهنوردی قرار بگیرد .

می خواهم موضوع را از منظری دیگر بررسی کنم .

چه کسانی و تحت چه شرایطی صلاحیت انتقال تجربه و یا آموزش و حتی فروش تجهیزات و اظهار نظر در زمینه کوهنوردی و برنامه های فنی را دارند ؟

شاید اصل این سوال برایتان تعجب بر انگیز باشد که خوب هر کسی می تواند در هر موردی نظر بدهد و نظر او هم برای خودش و هر کسی بپذیرد محترم است !!

پیشنهاد می کنم ساعاتی را در کوه و یا فروشگاههای تجهیزات کوهنوردی و بعضی محافلی که در آنها در این مورد تبادل نظر وجود دارد سپری کنید . شاید هم قبلا این کار را کرده اید و آنچه می خواهم بیان کنم دغدغه شما هم باشد !

بارها دیده ام که بعضی افراد که با هم در کوه هم قدم می شوند و خصوصا ارتفاعات شمال تهران – خصوصا اگر یکی از آنها اهل کمی سخنرانی و یا جلب توجه و توهم کارشناسی هم باشد – در مورد تجهیزات کوهنوردی ، مسیرهای صعود به قلل ، تغذیه در کوهستان و پوشاک و مسائلی از این دست سخن می گویند و کوهنورد با تجربه و به اصطلاح کار کشته و فنی ! شروع می کند که بله داشتم می گفتم حتما باید شب قبل از برنامه فلان غذا را بخوری و بهترین کفش کوه کفش         است که از ایران به آلمان هم صادر می شود ؟! و استفاده از جوراب پشمی با 2 عدد کیسه فریزر خیلی مفید فایده است و پوشاک زیر فقط کتان و بقیه باعث حساسیت می شود و .... .

برای خرید به یکی از فروشگاهها می رویم و باز همان اسپایدر من کوهنوردی ایران حضور دارد و شروع می کند به اظهار فضل برای سایر خریدارانی که در میان آنها بعضی افراد تازه کار هم به چشم می خورند که با شوق و ذوق فراوان و هزینه ای که برایش کلی زحمت کشیده اند آمده اند تا یک جفت کفش و یا پوشاک و سایر وسایل ورزش محبوب خود را تهیه نمایند و در میان تنوع اجناس بازار ایران که البته فقط در ایران متنوع است و در دنیا شاید مشتی از هزار باشد دچار سردر گمی شده اند و حالا مجبورند از سرچشمه فیض این به اصطلاح ابر مرد کوهنوردی ایران بنیوشند. !!

همیشه به دوستانی که با آنها در ارتباط بوده و هستم و یا مقطعی از کوهنوردی خود در خدمت آنها بوده ام و با هم دوره هایی را گذرانیده ایم گفته و باز هم می گویم . اگر حتی مربی شما تصمیم به تاسیس فروشگاهی از تجهیزات کوهنوردی گرفت باز هم قبل از خرید دست از تحقیق برندارید و با چشمانی کاملا باز و درخواست گارانتی از فروشنده خرید کنید . خیلی وقتها شما یک برند معتبر را تهیه می کنید ولی بخاطر شرایط بد حمل کالا به نتیجه مطلوب و طول عمر مفید دست پیدا نمی کنید . وای به حال اینکه کالای مذکور تولید سالیان قبل باشد و از بهترین زمان استفاده آن هم گذشته باشد .

جمله ای که در ابتدای این نوشتار عرض کردم به همین دلیل است . همگی ما بعنوان راهنما ، مشاور ، فروشنده ، مربی و هر عنوانی که طرف مشورت دیگران در دنیای کوهنوردی قرار می گیریم باید به این امر مهم توجه نماییم راهنمایی ما شروع یک تعهد است نه اینکه بعد از آن هر کداممان به دنبال کوهنوردی خودمان برویم . وقتی فردی برای خرید کفش کوه برای صعود به قلل در فصل زمستان در ایران می گوید به او یک کفش "هایکینگ" خیلی معمولی توصیه شده صرف اینکه گورتکس دارد و ضد آب است و یا بالعکس برای صعود توچال در زمستان دنبال کفش 3 پوش می گردد ، و می گوید توسط آقا یا خانم فلانی راهنمایی شده !!! چه باید گفت ؟

در سالهای اخیر که میزان توجه خیلی از جوانان به ورزش کوهنوردی و سنگنوردی افزایش یافته بسیار می شنویم اولین خرید ها منجر به موفقیت نمی گردد . این توصیه ها و اظهار فضل های نا آگاهانه به آسییب و یا اجرای برنامه ای با عذاب و رنج منتهی می گردد . کفش کوهی که بدلیل بزرگی و یا تنگ بودن پای ما را آزرده ، بادگیری که برای ورزش در سالن بدنسازی و لاغری بهتر است و از ابتدا تا انتهای برنامه بدن ما را غرق عرق نموده و یا دستکشی که در تماس با برف علیرغم نوشته گورتکس بر روی آن خیس شده و بسیاری از این موارد که گاه منجر به تهدیدی جدی برای افراد می شود .

موضوع به همین جا منتهی نمی گردد . کروکی های غلط که در بهترین حالت فقط باعث نرسیدن افراد به مقصد مورد نظر شده و یا سرگردانی در کوهستان و گم شدن گروههای کوهنوردی در شرایط بد جوی را به ارمغان آورده . پیمایش مسیر تابستانی در زمستان و ... .

در کتاب جامعه شناسی خودمانی بحث مفصلی در مورد این اخلاق ایرانی های وجود دارد که اکثر آنها خود را کارشناس در تمامی مسائل می دانند . اما این مطلب تا جایی که صحبت مرگ و زندگی مطرح نباشد شاید خیلی مهم نباشد گر چه هست اما شاید امروزه انتشار جزوات و کتابهای آموزشی مختلف در کوهنوردی و همچنین وجود فضاهای مجازی بتواند کمک بسیار بزرگی به جلوگیری از چنین اشتباهات و التبه بهتر بگویم حماقتهایی بنماید .

درست است که هر کسی مسئول گفته و عملکرد خویش است اما بعضی اوقات این مسئولیت غیر قابل جبران و عقوبت خواهد بود و خود فرد هم به چنین سر انجامی فکر نمی کند .

یکی از دوستان پزشک معتقد بود شاید ولع بعضی از کوهنوردان برای رسیدن به ترین شدن در این رشته ورزشی منجر به بروز این چالشها می شود . از طرفی هم هیچ معیاری برای سنجش کوهنوردان وجود ندارد . نه نیاز به کول و هیکل هفتی دارد و نه قدی بلند و هیکلی تراشیده مثل شناگران و نه مسابقه ای دارد که بگوییم در فلان سال فلان مدال را کسب کرده و غیره .

و به همین سبب بود که عرض کردم در بحث صعود های فنی این موضوع کمتر است . منظور بنده این نیست که در فضای این ورزش چنین مشکلاتی وجود ندارد اما خوب حداقل افراد تا حد زیادی بصورت کارشناسی وارد بحث می شوند و مقیاسهای سنجش خیلی واضح تر است .

به هرحال امیدوارم به این نکته توجه نماییم موفقیت این است که با راهنمایی صحیح و بیان واقعیت به رشد و توسعه ورزشمان کمک کنیم . از برخورد فروشنده ای که وقتی در مورد فروش یک پوشاک به خریدار توسط یکی از کوهنوردان با تجربه حاضر در فروشگاه به وی تذکر داده شد و او خریدار را از خرید منصرف نمود خیلی خوشحال شدم . نه اینکه مثل بعضی از داروخانه های شهرمان به دنبال مشابه برود بلکه گفت آنچه خریدار می خواهد را ندارد و می تواند طی روزهای آتی تهیه نماید .

تعهدی که شاید اگر در سایر زمینه های معاملات و ارتباطات بین افراد ایجاد شود ، خیلی از مشکلات اجتماعی و آسیب های ناشی از آن منتفی می شود .