نگین علم

سرزمین خورشید
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۱
 

فراموش نمی کنم که گرمای صدای دلنشین محمد نوری در مسیر صعود به قله ها گرما بخش وجودمان و استوار کننده گامهایمان بود آنگاه که سرود ای ایران ایران استاد در سینه یکایکمان طنین انداز می شد و وقتی برای مقابله با غصه هایمان و سرشار از مستی صعود و صدای آب و باد و ابر زمزمه می کردیم "کی میشه غصه مارو یه لحظه تنها بذاره" و با نگاه به خاک و سنگ و برف قلل زیبای میهنمان از زبان وی می سرودیم " دوست دارم تا آخر دنیا تماشات بکنم اگه زندگی برام دست تماشا بذاره" و چه شبها که با صدای دلنشین او در کنج خانه های کوچک کوهستان و چادرهای تاریک و با تنی خسته به خواب نرفته ایم و خوانده ایم " ما برای بوسیدن خاک سر قله ها چه سفرها کرده ایم " در ستیغ قله های ستبر ندا سرداده ایم "دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دوتا رو ببره از اینجا و اونور ابرا بذاره " و اینها همه از گرمی نفس استاد بود  .او که رفت و در سرزمین خورشیدش آرام گرفت. روحش شاد و قرین رحمت حق تعالی .

 

 

mohamad noori

 

بقیه تصاویر