نگین علم

 
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۳٠
 

اعترافاتی از سوی هم طناب مرحوم اوراز

 

 زنده یاد محمد اوراز

 به نقل از کوهنوشت

 ركورددار سني صعود به قله 8 هزار متري لوتسه و هم طناب محمد اوراز، مديريت ضعيف كوهنوردي را از عوامل بروز حادثه كاشربروم دانست.

جوان 24 ساله بوكاني، از سال 77 كوهنوردي را با آرزوي بزرگ رفتن به هيماليا آغاز كرد.

او در سال 79 وارد جريانات جدي شده و در سال 1380 به عضويت تيم ملي درآمد. مقبل هنرپژوه در سال 81 قله لوتسه را با ارتفاع 8516 متري به عنوان نخستين تجربه هيماليانوردي صعود كرد و ركورد سني صعود به اين قله را در جهان به نام خود و كشورش به ثبت رساند.

هنرپژوه در سال 82 در قالب تيم 12 نفره به سرپرستي اقبال افلاكي، عازم صعود قله كاشربروم شد. او در اين برنامه هم طناب محمد اوراز بود كه به عنوان دومين حادثه ديده، بخت زندگي مجدد را از دست نداد. او به عنوان دومين شاهد زنده اين ماجرا، براي نخستين بار از آن حادثه و كوهنوردي ايران مي‌گويد.

 

به نقل از کوهنوشت:

اینجا بخوانید                                                             

 


 
 
هيماليا به روش سبکبار
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٥
 

ا   اثر جدیدی از داستان کوه :

   هیمالیا به روش سبکبار



کوهنوردی سبک بار در هیمالیای بزرگ

در آوریل 1982، آلکس مکینتایر (Alex MacIntyre)، راجر باکستر جونز (Roger Boxter-Jones) و داگ اسکات (Doug Scott) عازم تبت شدند تا جبهه عظیم جنوب غربی شیشاپانگما، 8046 متر، سیزدهمین قله بلند جهان، را صعود نمایند. در 25 مه، در حالیکه قبلا حتی پایشان را روی آن کوه نگذاشته بودند، صعود جبهه برف و یخ 2500 متری آن را آغاز نمودند. درکوله های سنگینشان غذا برای چهار روز، یک کیسه خواب برای هر نفر، و یک چادر و یک اجاق مشترک حمل می کردند. همچنین طناب و مقدار کمی وسایل فنی نیز به همراه داشتند. در روز 28ام، بعد از سه شب مانی بر روی جبهه، به قله رسیدند و در روز 29ام به سلامت به بارگاه اصلی بازگشتند.ادامه....


 
 
 
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٥
 

 
 
بالاخره جستجو و نجات يا ( امداد و نجات )
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ٥:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٤
 

 
 
جستجو و نجات چرا؟ و چگونه ؟
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ٥:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٤
 

   

با عرض سلام

در پستي که در مورد دوره جستجو و نجات کوهستان خدمت شما ارائه گرديد ، يکي از دوستان به نام منتقد ادبي مطالبي را در بخش نظرات وبلاگ نوشته بودند . شايد مطالعه اين نظرات ، سوالاتي را در ذهن خوانندگان محترم ايجاد کند و مسلما بخشي از اين سوالها  براي بعضي ديگر نيز ايجاد گردد . لذا بنده بخشي از سخنان ايشان را مي پذيرم اما بعضي ديگر را خير . علت را هم بيان ميکنم و اميدوارم خوانندگان محترم در مورد اين مکتوبات و آنچه که در واقع وجود دارد، از نظرات سازنده خود دريغ نورزند .

1-  در پاسخ به سوال اول بايد بگويم اين دوره و دوره هاي مشابه کميته جستجو و نجات کوهستان به هيچ وجه ربطي به هلال احمر ندارد و بصورت کاملا کلاسيک و با طرح درس مشخص در سطوح مختلف طراحي و اجرا مي گردد . لازم به ذکر است در اين خصوص تيمي متشکل از حدود 30 نفر از دانشجويان دانشگاه تهران که عضو انجمن کوهنوردي دانشگاه هستند و به فن ترجمه نيز مسلط مي باشند ، موضوعات را از مراجع جهاني امر جستجو و نجات استخراج و ترجمه نموده اند .

حجم اين مطالب تا به امروز بالغ بر حدود 450 صفحه مي باشد .

2-  در اجراي اين دوره پس از چندين جلسه هماهنگی و تبادل نظر ، از مربيان رسمي فدراسيون کوهنوردي استفاده مي گردد. چرا که مثلا براي بيان مطالبي چون حمل زميني و يا عمودي و جهت يابي و ... که از کوهنوردي جدا نيست ، شايسته تر از مربيان فدراسيون کسي در دسترس ما نيست البته از کارشناسان امر در زمينه هاي مختلف بطور مستقيم و غير مستقيم استفاده خواهد شد و هر عزيزي که در اين مورد مطلبي براي ارائه دارد ، ما با آغوش باز مي پذيريم .

3-    جمعيت جستجو و نجات ايران هيچ ارتباطي با کميته جستجو ونجات فدراسيون کوهنوردی ندارد .

4-  متاسفانه بودجه اي براي نجات در فدراسيون وجود ندارد . آيا مربياني که با پرداخت هزينه بصورت شخصي مدرک مربيگري دريافت نموده اند در حال حاضر از اين راه زندگي مي کنند ؟  در تمام دنيا علاوه بر سازمانهاي دولتي نجات ، مراکزي هم بصورت خصوصي و فقط با هدف امداد رساني و نجات هستند که بصورت داوطلبانه به اين امر مي پردازند .

مبلغي هم که جهت اين کلاس دريافت مي گردد صرف مربيان و اياب ذهاب و جزوات و سي دي هاي آموزشي مي گردد .

5-  اما در رابطه با اينکه آيا در حال حاضر زمان تشکيل چنين کميته اي در فدراسيون هست يا خير لا زم است تاريخچه اي در مورد اين کميته حضورتان ارائه نمايم .

اين تشکيلات در گذشته اي نه چندان دور در فدراسيون وجود داشته و فعاليت مي کرده . حتي بصورت عملياتي . اگر کمي به گذشته برگرديم مي بينيم مثلا همين پاسگاه نجات مرحوم داوودي پس از سال 1370 در اختيار فدراسيون کوهنوردي بوده و چه بسيار عملياتهاي موفق نجات در آنجا انجام گرفته که البته در بعضي از موارد به آسيبهاي جدي ناجيان کوهنورد نيز منجر شده.

   اين افراد بصورت کاملا داوطلبانه و بصورت گردشي در آنجا مستقر بوده اند و فعاليت مي کردند تا اينکه طي اتفاقاتي که مجال بيان آنها نيست به هلال احمر واگذار شد .

   اما آنچه مهم است مسئله مردمي بودن و هيئتي کار کردن است .

يک کوهنورد تا کي مي تواند به اين صورت فعاليت کند . در طي هفته در چند عمليات شرکت کند و در نهايت نه تنها از زمان زندگي ، بلکه از شغل و محل امرار معاشش رها شود ؟

   بنده هم در اينکه افراد با هر نوع آموزش و نگرشي ، کوهنورد و از آن بدتر مربي خوانده شوند ، با شما موافقم .

   واقعا اگر دقت کنيم بيشتر حوادث را کوهروها و کوهگردهائي که توسط مردم عادي و متاسفانه خبرنگاران غافل ، کوهنورد حرفه اي ناميده مي شوند ، به بار مي آورند .

از سوئي وجود ابزار و پوشاک و امکانات ، و نداشتن آگاهي در مورد نحوه استفاده آنها حادثه مي آفريند و از سوئي ديگر نداشتن امکانات و به قول شما عدم استفاده از آنها براي رو کم کني .

   اما آنچه بايد به اطلاع عموم جامعه رسانده شود اين است :

آيا واقعا فدراسيون کوهنوردي مسئول ايمن نمودن تمامي مناطق کوهستاني است ؟

براي روشن تر شدن موضوع ، مثالي مي آورم . آيا فدراسيون شنا مسئول گذاشتن نجات غريق در تمامي حريمهاي آبي ايران است ؟ اين همه وسعت آبي از رودخانه ها تا درياي خزر و خليج فارس .

تازه با وجود فدراسيون جدائي به نام نجات غريق ، چنين وظيفه اي حتي براي اين فدراسيون هم تعريف نشده . بلکه مناطق محدودي آنهم در فصل گرما و در صورت وجود شرايط خوب آب و هوا وجود دارند که نجات غريق در آنجا حضور دارد و با دريافت حقوق ، نظارت و فعاليت مي نمايد .

   متاسفانه مشاهده مي شود افرادي با گم شدن شخصي در کوه ، به سرعت رئيس فدراسيون را مسئول مي دانند و شروع به اهانت مي کنند . منظور بنده هيچ رئيس فدراسيون و نام شخص خاصي نيست . بلکه در هر دوراني از آغاز ايجاد اين فدراسيون در تمام دنيا و کشور ما ، مسئوليت گم شدن و حوادث در کوهستان به عهده هيچ فردي در فدراسيون کوهنوردي نيست . چه از لحاظ اخلاقي و چه از لحاظ حقوقي .

بنده اين مطلب را کاملا با اطمينان بيان ميکنم .

هدف از ايجاد کميته اي به نام جستجو و نجات کوهستان هم به هيچ وجه انجام عمليات نجات نيست و اصلا چنين وظيفه اي در اساسنامه اين کميته تعريف نشده . بلکه هدف فقط پيشگيري و آموزش است .

 بنده نيز با اين حرف شما که در کشور ما هميشه درمان ديده مي شود ولي پيشگيري و آموزش نيست موافقم . اما با بيان وظيفه اصلي اين کميته فکر مي کنم سناريوئي که شما در پايان مطلبتان نوشتيد ، ربطي به فعاليت اين کميته نداشته باشد .

بارها در فيلمهاي مستند و از مربياني که براي گذراندن دوره هاي آموزشي و يا صعود به قلل به کشورهاي اروپائي سفر کرده اند ، ديده و شنيده ايم که زمان تخليه مصدوم در بدترين شرايط موجود ، مثلا از روي يک يخچال يا ديواره ، حداکثر حدود 20 دقيقه است . بعد با خود مي انديشيم که چرا آنها اين همه کار فني در کارنامه خود دارند و ما اينقدر عقب مانده ايم .

   مثلا چرا ما پس از گذشت چند دهه از گشايش مسيرهاي لهستانيها در ديواره علم کوه ، به کارهاي مشابه دست نزده ايم و بعد چند سال قبل يک تيم ايتاليائي مي آيد و ظرف چند روز مسيري مي گشايد که فقط

به به آن براي ما مي ماند ؟

مسلما بنده هيچگاه چنين کاري را به جوان سنگنورد ايراني توصيه نمي کنم مگر با ايجاد همه امکانات .  

   بنا بر اين ما بايد همه شرايط را با هم بسنجيم . البته منظور بنده اين نيست که علت عقب ماندگي ما فقط نبود امکانات صحيح نجات است . اما اين عامل نقش بسزائي در پيشرفت کوهنوردي کشورمان دارد . اگر دقت کنيد در انجام کارهائي چون صعود يخچالها و ديواره ها هميشه به حضور تيم پشتيباني و امکان ارتباط بيسيم و ... اشاره مي گردد که اين موضوع خود گواهي بر نبودن شرايط امدادي لازم در کوهنوردي ماست .

   يکي از مسائل مهمي که در موارد آموزشي به آن اشاره مي گردد ، همين به اصطلاح شوق رفتن هاست . ايثار به جاي خود اما اينکه در شرايط بد جوي و با وجود خطراتي چون سرمازدگي و طوفان و بهمن ، براي نجات 2 نفر ، حتي 1 نفر ديگر به خطر بيفتد امري کاملا غير معقول است .

در مورد حوادث کوهنوردي مي بينيم که تيمهاي مختلف بصورت کاملا سرخود و بدون هماهنگي با هيچ مرجعي اقدام به حرکت مي کنند و اين موضوع خود گواهي بر نياز به وجود چنين تشکيلاتي است .

براي جلوگيري از اطاله کلام در پايان عرض مي کنم هدف از انجام اين دوره ها و ايجاد اين کميته پيشگيري و آموزش و آنهم در حد توان و بضاعت کميته جستجو و نجات و فدراسيون کوهنوردي است و در اين راه تشکيل کميته هاي جستجو و نجات کوهستان در هياتهاي کوهنوردي استانها در ادامه کار پيش بيني شده تا هر استاني بتواند براي تشکيل تيمهاي عملياتي خود از اين نيروها استفاده نمايد . که البته اين امر به وجود امکانات در استانها و تجهيزات و تامين بودجه بستگي دارد .

   بنده و همکاران من در اين کميته به هيچ وجه بصورت بسته و نسنجيده عمل ننموده و از تمامي نظرات ارائه شده از سوي جامعه کوهنوردي و مربيان محترم اين رشته و تمامي منتقدين در حد توان و امکانات و شرايط موجود در فدراسيون کوهنوردي استقبال مي نمائيم .

 اميد است با دعاي خير همگي عزيزان و دوستان بزرگوار و راهنمائي و پيشنهادهاي ارزشمندشان توانسته باشيم خدمتي و لو به اندازه يک دانه ارزن نموده باشيم .

 

 

  اي هستي بخش وجود ،‎‎ مرا بر نعمات بي كرانت توان شكر نيست  ذره ذره وجودم براي تو
و نزديك شدن به تو ميتپد
 

اما هر پاداشي كه زندگي به تلاشهايما ن بدهد  يا  ندهد  هنگامي كه به پايان تلاشهايمان نزديك ميشويم هر كداممان بايد حق آن را داشته باشيم كه
 با صداي بلند بگوييم
 

(( من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام )) 

" براي چيزي كمتر از بهترين بودن نبايد تلاش كرد

 


 
 
يک سقوط کوچک اما ...
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢۱
 

    بالاخره ما هم یکبار از کوه با آمبولانس برگشتیم

 

    عجله نکنید موضوع خودم نیستم . 

    واقعا سخته وقتی که داری سر طناب صعود می کنی و حمایتچی مطمئنی داری که خود حمایت در جهت بالا هم داره .  ابزار حمایت میانی هم رولهای مطمئنی هستن . طناب هم کاملا نو و سالمه .  چی بشه ؟  حتما میانی در بیاد ؟ نه ُ موقع سقوط حدودا 2 متر زانوی  امیر صبا (  یکی از دوستان سنگنورد ) با سنگ برخورد کنه و مجروح بشه . اما این بار از شانس ما ، دوست عزیزم  مجید واشقانی ، خواهرش رو هم آورده بود تا به دور از دقدقه های کاری طول هفته ، هوایی تازه کنه .  مگه ما گذاشتیم ؟. ایشان که دارای فوق تخصص در جراحی هستند به موقع به داد ما رسیدن و خدا رو شکر فقط یک جراحت نسبتا عمیق رو تشخیص دادن اما به عروق و اعصاب آسیبی وارد نشده بود .

    باز هم از شانس ما هلال احمر زود دست به کار شد و نیروهای خوبی هم فرستاده بود . ( البته همه خوبن ) و ساعت حدود 12 به سمت پائین حرکت کردیم و با عبور از منطقه جنگلی بند یخچال و کمک دوستان فرد مصدوم و 3 نفر امدادگران هلال احمر و پزشک محترم سرکار خانم دکتر واشقانی ، ساعت حدود 14 به میدان سربند رسیدیم و با آمبولانس اورژانس تهران که از زمان وقوع حادثه در میدان سربند مستقر شده بود ، مصدوم به بیمارستان طالقانی ولنجک منتقل گردید .  

    با  معاینات صورت گرفته توسط رزیدنت جراحی و ارتوپدی و اطمینان از عدم وقوع صدمات جانبی دیگه ساعت 17 با انجام حدود 12 بخیه بیمارستان رو ترک کردیم و ماجرا به پایان رسید .

    جا داره در آخر از همه عزیزانی که در ذیل اسمشون رو ذکر می کنم تشکر کنم و بویژه از پزشک محترم سرکار خانم دکتر واشقانی و برادرشون مجید عزیز .

   اگر کسی رو از قلم انداختم من رو ببخشید :

1-    خانم دکتر واشقانی

2-    مجید واشقانی

3-  امدادگران هلال احمر آقایان مهرپویا و پروازی و همراهشان که خیلی زحمت کشیدند و سرعت حضورشون در رسیدن به منطقه  فوق العاده بود .

4-    دوستان هیات کوهنوردی شهر قدس و گروه فتح .

5-    دوست سنگنورد حاضر در منطقه محمد آقا .

6-    عزیزان مسئول تله سی یژ .

7-    دوستان متصدی اورژانس حاضر در میدان سربند .

8-    عزیزان شیفت امروز بعد از ظهر بیمارستان طالقانی .

 


 
 
دوره مقدماتی جستجو و نجات کوهستان
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ۳:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٥
 

    با سلام و احترام به اطلاع عموم کوهنوردان می رساند :

   کمیته جستجو و نجات کوهستان فدراسیون کوهنوردی اولین دوره مقدماتی     جستجو و نجات را بصورت کشوری برگزار می نماید .

 زمان برگزاری 29 خرداد تا 1ول تیرماه .

  نحوه ثبت نام از طریق هیات کوهنوردی استان و یا شهرستان .

 حداکثر مهلت ارسال اسامی :  5 خرداد .

 مدارک لازم :

1-     کپی حکم کارآموزی سنگنوردی و یا برف که حداقل یک سال از تاریخ صدور آن گذشته باشد .

2-     معرفی نامه از هیات کوهنوردی استان مربوطه .

3- ارسال اصل فیش بانکی به مبلغ    100000ریال ( ده هزار تومان ) به حساب شماره 52103 بنام فدراسیون کوهنوردی – بانک ملی شعبه پیام انقلاب  قابل پرداخت در کلیه شعب بانک ملی سراسر کشور . 

۴- هزینه کل دوره مذکور مبلغ  ۵۵ هزار تومان می باشد که الباقی آن در زمان حضور در محل کلاس  دریافت خواهد شد.        

   آدرس فدراسیون کوهنوردی : تهران خیابان پاسداران – نرسیده به میدان نوبنیاد – خیابان بهارستان هشتم – پلاک 17 – طبقه دوم .

4- دارا بودن گواهی صحت و سلامت از پزشک . 

لازم به ذکر است این دوره بصورت اردوئی و به مدت ۴ روز برگزار می شود . علاقمندان پس از احراز کلیه شرایط شرکت در دوره و ارسال مدارک تا مهلت تعیین شده صبح روز سه شنبه ۲۹ خرداد ساعت ۸ صبح در محل فدراسیون کوهنوردی حضور بهم رسانند .


 
 
پوشاک و تجهيزات قسمت دوم
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۳
 

   با سلام خدمت دوستان و عرض پوزش  بخاطر تاخير در ارائه ادامه مطالب ، بخش دوم مبحث پوشاک و تجهيزات را حضورتان ارائه می نمايم .

   ارائه مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد .

 

مراقبت از پوششهاي ضد آب با قابليت تنفس       

 waterproof/ care of

 BreathableFabrics                                                                

      در اين نوع پوششها خواه در ساختار آنها از يك يا چند لايه استفاده شود، براي عملكردي با كيفيت بالا به اجزاي دقيق و ظريفي نياز است. انتظار نداشته باشيد بادگيرهاي باراني گران قيمت در صورت عدم استفاده مناسب به مدت زيادي دوام بياورند.

     ابتدا اينكه چرك و عرق مي تواند مسدود و آلوده كننده منافذ پارچه باشد كه اين مسئله قابليت تنفس را كاهش مي دهد. تميز نگهداشتن پوشش خارجي نيز باعث بهتر شدن عملكرد و بالا رفتن كارايي آن مي گردد.

    استفاده از مواد شوينده از نظر شيميايي مي تواند عوامل پوششي را خراب كند. بنابراين نوشته هاي روي برچسب پارچه را بخوانيد و به توصيه هاي آن در رابطه با خشك كردن و شستشو توجه كنيد.

    در هر حال شستشوي بادگير پس از هر بار استفاده مناسب نيست. چون حركتهاي مداوم ماشين رختشويي به تدريج قابليت ضد آب بودن لايه بيروني را از بين مي برد چرا كه سطوح براق ضد آب ، بمنظور نگهداشتن آب باران روي سطح خارجي پوشش بيروني تعبيه شده اگر اين سطح از بين برود، پوشش ضد آب با قابليت تنفسي كه زير  پوشش بيروني است، همچنان از رسيدن آب به لباسهاي داخلي جلوگيري مي كند. اما پارچه نايلوني (بيروني) خيس مي شود كه اين مسئله قابليت تنفسي پارچه را كم مي كند و باعث مي شود تا پوست در تماس با بادگير مرطوب و خنك شود.(احساس سرما).

     گذشته از مواظبت لباسهاي بيروني (پوشش خارجي) اين سطوح ضد آب براق با پوشيدن و در اثر اصطكاك بالاخره از بين ميرود.

     وقتي سطح  خارجي زايل مي شود و نمي تواند آب را نگه دارد به وسيله اسپري يا شستشوي داخلي با مايع مخصوص آنرا به حالت اول بر مي گردانند.

لايه هاي جداكننده

INSULATING FILLS

    پوشاك پر قو گر چه يك ماده طبيعي است هنوز گرمترين لايه جداكننده موجود محسوب مي شود. اين پوشاك ، قابليت تراكم زيادي دارد در نتيجه وقتي بسته بندي و جمع مي شود، حجم آن كم شده و از آنجا كه به سرعت حالت پف كردن خود را حفظ ميكند ، وقتي باز مي شود گرم است. اين ويژ گيها باعث ميشود پر قو به يك لايه عالي در هواي سرد تبديل شده و يك كيسه خواب مناسب باشد.

     متاسفانه پر قو تمام ارزش جدا كنندگي خود را در اثر رطوبت از دست مي دهد و امكان خشك شدن آن در كوه غير ممكن است. بنابراين در هنگام بارندگي كوه ، پوشش  مناسبي نيست.

      پوششهاي مصنوعي ( الياف مصنوعي) در صورت رطوبت مانند پر قو خراب نمي شوند بنابراين در كوهستانهاي مرطوب ، عملكرد  بهتري دارند . گرچه با توجه به وزنشان (كه از پر قو بيشتر است) نسبت به پر قو گرمتر نيستند و قابليت فشردگي و جمع شدن كمتري دارند، ارزانتر هستند و براحتي تميز مي شوند و باز هم اسامي مختلف اين نوع پوشش گيج كننده  است . بنابراين با مطالعه برچسبها به نياز خود پي ببريد.

سيستم پوششي PUTTING  THECLOTHING SYSTEM TOGHETER

    آگاهي در مورد ويژگيهاي بيروني و شيوه پوشش لايه  اي به شما  كمك مي كند سيستم پوششي خود را در كوه مناسب كنيد .

در زير راهنماييهاي مشخصي براي هر لايه پوششي وجود دارد كه توجه شما را بدان جلب مي كنيم .

 
 
 
 
 
 
لايه نزديك به پوست     
      LAYER NEXT TO THE SKIN

 

    محافظت از سرما با زير پوش مناسب بلند صورت مي گيرد و براي اين منظور پارچه هايي مانند پلي پروپيلن و پلي استر مناسب هستند .

      زير پوشهاي بلند تيره گرماي بيشتري را جذب ميكند و بدن شما را گرمتر و خشك تر نگه ميدارد. و بنابراين از نظر گرمادهي بدن سريعتر عمل مي نمايد. 

    خصوصا در زير نور آفتاب پارچه هايي كه رنگ روشني دارند گرماي كمتري از نور خورشيد جذب مي كنند. و براي روزهاي گرم بهتر هستند .و يا زمانيكه شما زير پوش بلندي مي پوشيد تا از گزند حشرات و  آفتاب سوختگي محفوظ باشيد .

     پلي استرهاي فشرده اسپاندكس اغلب به جاي زير پوشهاي بلند پلي استر فاقد کشش ، به كار برده مي شوند كه براي صخره نوردي مناسب هستند چرا كه كشش اين پارچه ها باعث آستانه حركت بيشتري مي شود. اما قابليت جذب اين نوع پارچه ها قدرت عبور هوا را در زمان رطوبت و يا عرق زياد به حداقل مي رسانند.

 

تي شرت و شلوارك                             T-SHIRT AND SHORTS

    گرچه تي شرت ها ، شلوارك ها ، زير پوشها ، لباسهاي ورزشي شامل يك لايه نمي شوند ، اما به خاطر عملكرد مانند زير پوش از آنها استفاده مي كنند .

    به عبارت ديگر اين لباسها باعث عبور عرق مي گردد. در آب و هوای خيلی گرم دفع عرق بسيار سخت است . بنابراين بايد از يك تي شرت با پارچه نخي استفاده نمود اما در آب وهواي نسبتا خنك و سرد كوهستاني (بهار پاييز زمستان و يا ارتفاعات ) نخ يا كتان مناسب نيست.

     در يك آب و هواي نسبتا خنك و سرد ، تي شرت شما ممكن است با عرق خيس شود در حين اينكه از يك صخره با شيب تند بالا مي رويد زماني براي استراحت صبر مي كنيد در اين موقعيت تي شرت هايي با الياف مصنوعي بهتر از تي شرتهاي نخي هستند. در آب و هواي خنك تي شرتها بايد رنگ روشن داشته باشند و براي تهويه بهتر گشاد باشند .

    براي شلواركها مقاومت در برابر سايش و داشتن تهويه مناسب ، عوامل مهمي هستند . يك شلوارك نايلون گشاد كه داراي يك پوشش نايلوني توري مي باشد معمولا عملكرد خوبي دارد. معمولا كوهنوردان از شلواركهاي نخي يا كتان استفاده نمي كنند چون ممكن است باعث ناراحتي شده و زود ساييده گردد، ضمن اينكه با غرق هم خيس مي شوند.

    يك سيستم پوششي معروف در روزهائي با آب و هواي معتدل ، زير پوش (تي شرت ) بلند پلي استر با يك شلوارك نايلوني است.

لايه هاي جدا كننده                                           (insolating layers  )

    در آب و هواي سرد شما نياز به چند لايه جدا كننده براي بدن و پاهايتان داريد . پوششهاي بالايي بدن شامل زير پوشهاي بلند سنگين مانند تي شرتهاي پشمي ، پليور يا ژاكتهايي با نخهاي مصنوعي مي باشند . براي پاهايتان بايد پوششهاي بلند يا شلوارهاي پشمي استفاده كنيد . چندين انتخاب وجود دارد و هدف اصلي اين است كه در صورت رطوبت، گرما حفظ شود .

    توجه داشته باشيد كه تي شرتهاي عرقگير كتان و شلوارهاي جين را در خانه بگذاريد .

   پليورها و تي شرت ها بايد كاملا بلند باشند تا بتوانند داخل كمر شلوار قرار گيرند . چرا كه فاصله بين شلوار و پوششهاي بالايي بدن باعث مي شوند گرماي زيادي از دست برود . زير پوش هاي داراي يقه بلند و بسته و پليورهاي اينچنين ، گرماي زيادي نگه مي دارند . اما وزن نسبتا زيادي دارند. شلوارهاي جدا كننده بايد گشاد و كشي باشند تا امكان حركت زياد را بدهند و از الياف بافته شده مقاوم در برابر باد و خراش و سائيدگي باشند. پارچه هاي مركب از پلي استر و پشم و پشم خالي عملكرد خوبي دارند .

     شلوارهاي پشم كركدار سبكتر هستند اما در مقابل خراش و سائيدگي و باد ، مانند پشم مقاومت ندارند. شلوار هائي پيدا كنيد كه نشيمنگاه و زانوهاي محكمي داشته و داراي زيپهاي بلند باشد تا به شما اجازه پوشيدن با پوتين را بدهد.

    بعضي كوهنوردان شلواركهاي خاصي را ترجيح مي دهند كه قسمت زانوي آنها خالي است و براحتي مي توان در آنها حركت نمود .اين شلوارها تهويه مناسبي داشته از تماس پا با برف و رطوبت جلوگيري ميكند . البته اين شلواركها براي آب و هواي بسيار خنك و سرد مناسب نيستند .

 

ترجمه و تحقیق : حسین شهلایی

 

 


 
 
کوهنوردی چرا ؟
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۳
 

      کوهنوردی کوششی بی انتهاست. بیشتر و بیشتر صعود می کنی، و به  مقصد نمیرسی. افسونگری کوه ها در همین موضوع نهفته است: دائماً

چیزی را جستجو می کنیم که هرگز آن را نخواهیم یافت...

"                                                                      هرمن بول"