نگین علم

اولين سنگنوردی دنيا ؟
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٦
 

    اولین سنگنوردی دنیا ( شاید )

   در زمستان سال 328 ق اسکندر کبیر و سپاهیان او در ضمن سفر جنگی         خودشان در بختریا در پای پامیر ( که اکنون ازبکستان خوانده می شود ) به زیر یک پرتگاه رسیدند که آن مکان توسط دژی محدود می شد . پادشاه این کشور در این دژ تحصن اختیار کرده بود.

   اسکندر دستور داد که پادشاه در عوض پناه و حفظ جان خود سلاح بر زمین گذارده تسلیم شود. ولی آن پادشاه خندید زیرا دور و بر او را مردان شجاعی فرا گرفته بودند، و علاوه بر این نان و آبی بیشتر از حد نیاز خود داشت و لذا می توانست در برابر یک محاصره طولانی مقاومت ورزد . وانگهی تا جائی که او می دانست آن دژ نفوذ ناپذیر بود هیچکس نمی توانست سطح شیب دار عمودی آن را صعود کند .

    یوهان گوستاودرویزن  در شرح احوالی که از اسکندر نوشته ، چنین آورده است : « اسکندر مصمم بود که آن قلعه را به هر قیمتی شده بگیرد ، دستور داد تا در سراسر اردوی او جار بزنند پرتگاه دومی که بر فراز آن قلعه نمایان است باید صعود شود و گفت به نخستین دوازده نفری که این کار را انجام بدهند انعام و پاداش گزافی پرداخت خواهد شد . 300 نفر مقدونی که کوهنوردان زبردستی بودند پیشگام شدند و دستورهای لازم را دریافت کردند . هر یک از آنها مجهز به طنابها و میخهای آهنی مشابه با آنچه که امروزه چادرها را محافظت می کنند ، بودند . آنها در نیمه های شب به پر شیب ترین بخش پرتگاه رسیدند ، یعنی جایی که احتمال نگهبانی آن بسیار کم بود و بعد از روی سطح لغزنده یخ عبور نموده و با 30 نفر تلفات که به پایین پرتاب شدند بقیه در صبحگاه به قلعه رسیدند و با تکان دادن کلاههای خود به اسکندر خبر دادند . اسکندر نیز این خبر را منتشر نمود که سربازان بالدار خود را به بالای قلعه فرستاده . البته فتح این قلعه تنها کار برجسته سپاهیان اسکندر در کوهنوردی نبود آنها در زمستان از ارتفاعات 3000 متری کوههای هندوکوش عبور نموده بودند . »


 
 
 
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٥
 

  کوهنوردی کوششی بی انتهاست. بیشتر و بیشتر صعود میکنی، و به مقصد نمیرسی. افسونگری کوه ها در همین موضوع نهفته است: دائماً چیزی را جستجو می کنیم که هرگز آن را نخواهیم یافت...

"                                                                      هرمن بول"


 
 
با آموخته هايمان زندگی کنيم
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٧
 

   بیانیه ی تیرول چه می گوید؟

   در سال 2002 به همت باشگاه های کوه نوردی آلمان و اتریش ، کنگره ی آینده ی ورزش های         کوهستانی  در اینسبروک اتریش برگزار شد.در این کنگره بیش از 100 تن از کارشناسان ، نمایندگان       رسمی ، کوه نوردان , و سنگ نوردان برجسته ی جهان شرکت داشتند. کنگره با چند پیام کوتاه ، از جمله پیام راینهولد مسنر ، شروع شد.

کریس بانینگتون در روز 8 سپتامبر 2002 در این کنگره ، بیانیه ای را با عنوان بیانیه ی تیرول خواند که مورد قبول کنگره واقع شد. رئوس این بیانیه چنین است :

 * مسئولیت خطر کردن ها (ریسک ها ) را بپذیرید.

* هدف هایتان را متناسب با تجربه و مهارت تان انتخاب کنید.

* جوانمردانه ورزش کنید و صادقانه گزارش کنید.

* برای بهترین کارها تلاش کنید و هیچ گاه یادگیری را فراموش نکنید.

* مداراگر و با ملاحظه باشید و به یکدیگر کمک کنید.

* جلوه های وحشی و طبیعی کوه ها را حفظ کنید.

* در محدوده ی تلاش و مرز خستگی کار کنید.

* از جوامع محلی و توسعه ی پایدار آن ها حمایت کنید.

 ( نقل از گاهنامه ی انجمن کوه نوردان ایران ، شماره ی 6 ، آذر 1381؛ متن کامل بیانیه را می توانید در سایت یو. آی. ا. ا. ببینید. )

حال توجه کنید اگر همگی ما تلاش کنیم با آموخته هایمان زندگی کنیم ، خطرناکترین فعالیتها که در واقع ما بدلیل عدم رعایت مسائل ایمنی آنها را خطر ساز نموده ایم  چقدر لذت بخش و ایمن خواهند شد.

   پس بخوانیم و بدانیم و بیندیشیم و به آنچه خود می گوئیم احترام گذارده عمل کنیم .

 


 
 
به اصطلاح کوهنورد
نویسنده : حسین شهلایی - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢
 

    وقتی رسیدیم تیم را پیش از ما حرکت داده بودند . یکی از دوستان مربی گفت حتما برای به اصطلاح رو کم کنی است . به سرعت خودمان را به تیم رساندیم . در وضعیتی مانند گله گوسفندان اداره می شد البته نه اینکه بگویم فرد به اصطلاح سرپرست شبیه چوپانان بود ، که اگر بگویم به چوپانان توهین بزرگی است . از همان ابتدا گفت : نیازی به حضور شما نبود و من من ...  . بله این من گفتنها تا آخر برنامه ادامه داشت . در حضور جمع چندین بار به او متذکر شدیم . البته شاید بگوئید چرا ادامه دادید ؟ خوب چون ما از سوی سرپرست امور ورزش آن شرکت دعوت شده بودیم و موضوع ربطی به این خانم به اصطلاح خودش کوهنورد نداشت .

    بارها برای تیم توضیح دادم که کوهنوردی فقط به زمان مربوط نمی شود . اگر ملاک کوهنورد بودن حضور 30 ساله در کوهستانهاست که چوپانان و روستائیان کوهپایه نشین باید بهترین کوهنوردان دنیا باشند . البته شاید در مسیر گوسفندسراها و مسیرهای عمومی به علت حرکت زیاد ، سرعتشان بالا باشد . اما در مسیر های فنی چطور ؟ و آیا هر کس پا به ارتفاعات می گذارد و مثلا در هوای بسیار خوب و شرایط عادی یک قله را صعود می کند کوهنورد است ؟

    آیا فقط رسیدن به یک قله و یک منطقه کوهستانی فرد را به اوج کوهنوردی می رساند ؟

پس جایگاه منش و اخلاق کوهنوردی و کارهای تکنیکی و فنی این ورزش چه می شود ؟

از همه مهمتر کیفیت این صعود را نیز باید مد نظر قرار داد .

    آیا سرپرستی گروههای کوهنوردی را نیز باید به همین افراد واگذار نمود ؟ پس مربیان رشته کوهنوردی چه جایگاهی دارند .

    عرض می کردم ما نیز در نامه ای بسیار مودبانه ، فرد مسئول در شرکت مذکور را متوجه ساختیم که استفاده از این فرد چه بعنوان سرپرست و چه بعنوان شرکت کننده در برنامه هایشان چه عواقبی در بر خواهد داشت .

   اگر خاطرتان باشد در مورد افراد مشابه قبلا صحبت کرده بودم اما این یکی دیگر فکر می کنم لنگه نداشته باشد . اگر سراغ دارید معرفی کنید بد نیست .

جالب اینجاست که خود می پندارند که کوهنوردی فقط همین کاری است که اینها انجام می دهند . در محل کار خود نیز می تازند و پس از چندی می شوند به اصطلاح سرپرست البته از نوع خودشان . مثل فردی که از یک کشور فقط در حد یک روستا و یا حتی کوچکتر می شناسد و دنیایش یه اندازه همین درک کوچک است .

    امیدواریم مسئولین مربوطه با درایت بیشتر در مورد اینگونه افراد فرصت طلب که از کوهنوردی واقعا چیزی نمی دانند ، تصمیم بگیرند.